خرید بک لینک
جایگاه نفی خودخواهی در ادیان و عرفانهاخودخواهی محور تاریکیهای درون و صفات نکوهیده اخلاقی است، که بر اساس نفسپرستی در همه آدمیان وجود دارد و پالایش درون و جوشش چشمه های ازلی در آن با نفی خودخواهی آغاز میشود.خودخواهی در ۳ مرحله جسم، ذهن و دل قابل بررسی است.آخرین مرحله سلوک و آخرین شهر عشق، یعنی فقر و فنا بر همین پایه استوار است. نفی خواستههای جسم و ذهن و از همه مهمتر دل، شرط ورود به این وادی است.مجموعه بزرگی از آموزههای ادیان و عرفانها مربوط به مبارزه با نفس است.نفس دشمنی بزرگ و جنگ با او جهاد اکبر، شرط وصول به نیروانا و ...از این رو میتوان گفت نقطه اشتراک و جوهره ادیان و عرفانها، مقابله و مبارزه با نفس است، چه در شکل رهبانیت مسیحی و یا ریاضت بودایی و صوفیانه و چه در شکل ادب نفس و کنترل آن توسط خرد.همچنین عیار سنجش کارهای نیک نیز هست. چگونه است که عزازیل پس از سالیان دراز عزت، با خودخواهی به دره ذلت سقوط کرد؟!دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۰ ساعت ۶:۵۰ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  | 

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 16:30

ای معشوق بیهمتا! هر که حضور تو را با رنجش خاطر و ملالت ترک کند، کارش پیش نخواهد رفت و سرانجامی جز شرمساری ندارد.۲-آری کاروانی که انرژی خداوند نگهدار اوست(تداوم تاثیر سپاسگزاری از حضور معشوق)با آراستگی رحل اقامت افکند و با شکوه ادامه مسیر دهد.۳- رهرو راه عشق از روشنایی موهبت حق به معشوق رسد، چه در مسیر تاریک گمراهی به جایی نخواهد رسید( خانلری: طلبد راه)۴-در پایان عمر، کام خود را از شراب و معشوق بگیر، حیف است که روزگارت چون گذشته به بیهودگی صرف شود(خانلری:گروی آخر عمر)۵- ای راهنمای دل گمشدگان! به خاطر خدا یاریام نما! که ناآشنا جز با راهنمایی تو در مسیر معشوق نمیافتد.۶- داوری کردن در باره پردهنشینی و پرهیز یا مستی به سرانجام آنهاست(ایهام: آخر عمر یا نتیجه یعنی کدام به حال خوش که همان بهشت نقد است منجر میشود)از این رو، کسی نمیداند انسان با چه حالتی از جهان خواهد رفت.۷- پس حافظا! از چشمه گوارای معرفت و هدایت جامی حاصل کن! امید است که از دفتر دلت نقش نادانیها و آموزههای اشتباه سلوک پاک شود.( خانلری: به کف آور آبی)دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در جمعه ۱۴۰۳/۰۵/۱۲ ساعت ۱:۶ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  | 

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 16:30

جایگاه نفی خودخواهی در روانشناسی جدید و علوم ذهن شناسیمرگ نفس یا مرگ ضمیر (Ego death)،تجربه از دست دادن کامل هویت ذهنی خود است.بررسی این اصطلاح در علوم مختلف:- در روانشناسی یونگ، مترادف مرگ روانی به کار میرود که به دگرگونی اساسی روان اشاره دارد.-در اسطورهشناسی، چرخه مرگ و تولد دوباره، مرگ نفس مرحلهای از تسلیم شدن و گُذار است.همانگونه که جوزف کمپبل در پژوهش خود در مورد اسطورهشناسی، سفر قهرمان توصیف کرده است.در اساطیر مختلف جهان مطرح شده و همچنین به عنوان استعاره در برخی از جریانهای تفکر غربی معاصر نیز استفاده میشود.-در زمینه تجربه مصرف روانگردانها، اصطلاح مرگ نفس هممعنی با از هم پاشیدن ضمیر بوده و برای اشاره به از دست دادن (موقتی) حس وجود از خود به کار میرود.-این مفهوم همچنین در معنویت عصر نو و در درک مدرن ادیان شرقی برای توصیف از دست دادن دائمی "تعلق" ، به احساس جداگانهای از خود و بیمرکز محوری (در مقابل خود محوری) استفاده میشود.-این مفهوم به موثرترین بخش آموزههای اکهارت تولی نیز اشاره دارد، جایی که حس وجود از خود به عنوان انباشتهای از افکار و احساسات تعریف میشود که به طور مداوم به خود پرداخته و این تصور را ایجاد میکند که موجودی مجزا است و فقط با آزاد کردن و بیرون کشیدن هویت آگاهی انسانی از آن است که واقعاً میتوان از درد و رنج درونی رهایی یافت.دکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۳ ساعت ۸:۳۶ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  | 

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 16:30

چشمه گوارای بهشت و تشنگی!

یا رب چه حکایتی است این عطش!

2 مرداد 1403

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح

با سپاس ا زمهندس فرخ پور

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۲ ساعت ۹:۵۳ ق.ظ توسط مهدی صحافیان  | 

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 13:20

همه میکوشند معشوق خود را به صورت خدای خود درآورند و او را به خدایی که میپرستند مانند کنند.از عاشق جز نیکی به معشوق نمیرسد و آنگاه که دل معشوق را به دست آورد، میکوشد تا به او اسرار خدایی را بیاموزد.دل معشوق را چگونه به دست توان آورد؟گفتم که نفس سه قسمت دارد:اسب دست راست، بالایی کشیده و بینی عقابی دارد به رنگ سفید و چشمان سیاه، جوینده شرف و بزرگی ولی فروتن. دارای اعتدال و حقجو.برای راندنش سخنی و نوازشی کافی است.اما اسب دیگر، خمیده و زشت اندام، رنگ سیاه، چشمان زاغ و خون آلود.گردن کوتاه و کلفت و چهره پهن. خمیرهاش از گستاخی و غرور. گوشهایش کر است و با تازیانه هم به سختی میتوان راندش.وقتی ارابهبان به معشوق نزدیک میشود، گرمی محبت فرا میگیردش، اسب خوب را شرمساری مانع میشود که به سوی معشوق بجهد، اما اسب دیگر به تازیانه توجه نمیکند، از جا میجهد و موجب رنج ارابهران و اسب دیگر میشود.نزدیک معشوق: ارابهران از دیدن زیبایی به یاد زیبایی واقعی میافتد که او را همدوش خردمندی بر تختی بلندپایه تماشا کرده بود.سر خم میکند و پیش معشوق نماز میبرد و به خاک میافتد، مهار اسبها چنان کشیده میشود که اسبها به زانو در میآیند، یکی با رضا و دیگری با سرکشی.اسب خوب شرمسار و بهت زده، نفسش را عرق گرمی میپوشاند، اما اسب بد همین که درد کشیده شدن مهار کاهش یابد، سرکشی میکند و بدگویی به ارابهران و اسب دیگر میکندو به آنها میگوید دلیری و مردی ندارند و پیمان شکنی میکنند.وسوسه میکند هر چه آن دو مهلت میخواهند سودی نمیکند.چموشی میکند، لگد می اندازد و پیش میرود. ارابهران دهانه را میکشد و دهان او را پرخون میکند و این صحنه چند بار تکرار میشود عاقبت اسب شریر، رام میشود .نفس عاشق ا

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 13:20

چون از سر شوق دست به موهای زیبایش بزنم در خشم میشود( ایهام: موهایش تابدار میشود) و اگر به دنبال مهر و آشتی باشم تندی کند.۲- و با گوشه ابروی خود که چون هلال ماه کمانی است، راهزن تماشاکنندگان جمالش میشود و زود پنهان میشود( خانلری:نظارگان بیچاره)۳-در شب باده نوشی که همگان خواب و خمارند، با بیداری ویرانم میکند و آنگاه که در روز شکایت میکنم، خود را به خواب میزند.۴- آری راه عشق همین است، پر از غوغا و زیان! هر که ناشکیبایی ورزد خواهد افتاد( تسلیم و خرسندی تنها راه است. خانلری: پر آشوب و آفت)۵- ولی با این همه گدایی درگاه معشوق برتر از سلطنت است! آیا کسی از سایه آرامبخش معشوق به آفتاب میرود؟!۶-وقتی روزگار سیاهی مو پایان یافت، هر چه بکوشند از سفیدی مو کاسته نمیشود( سواد: چرکنویس بیاض: پاکنویس)۷-حباب که مغرورانه بر روی شراب کلاهداری و سروری میکند، به زودی از بین خواهد رفت( تمثیل برای غرور جوانی، ثروت، دانش و ...)۸- آری آنکه مانع آشکار شدن راه حق است خودت هستی حافظ! از خود بلند شو! خوشا به سعادت کسی که در راه حق بیپرده رود و شاهد زیبایی آن باشد.بیت اضافه در خانلری: دلا چو پیر شدی، حسن و نازکی مفروش/ که این معامله در عالم شباب روددکتر مهدی صحافیانآرامش و پرواز روح + نوشته شده در جمعه ۱۴۰۳/۰۵/۰۵ ساعت ۱۰:۵ ب.ظ توسط مهدی صحافیان  | 

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 13:20

صفحه بندی